تبليغاتX
سفالينه -شکمینه
عجب یکشنبه شیرینی بود !

داستان از این قرار بود که همایون عزیز یک مسابقه کیک و شیرینی پزی ترتیب داده بود!

ما هم نه بعنوان پزنده بلکه بعنوان خورنده حضوری فعال داشتیم !

بسی لذت بخش بود ! دوستان رو دیدیم و مثل بنز شیرینیجات خوردیم طوری که تا فردایش کلی مورچه دنبالم راه میرفت

گزارش تفصیلی رو میتونین اینجا و اینجا ببینین !

 

توضیح : متاسفانه من یادم نبود که وبلاگ ایشون در ایران فیلتر است

+ نوشته شده توسط Ali در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 9:12 |
سلام

این یک پست فرعی است !

سایت فارسی دویچه وله آلمان در بخش در "رسانه ها" ی خود حدود ۵ ماه پیش به معرفی چند وبلاگ اشتها آور فارسی از جمله سفالینه می پردازد که من تصادفا امروز متوجه شدم و باعث شد با یکی دو وبلاگ دیگر هم آشنا بشم البته چندتایشون هم از دوستان خوب وبلاگی هستند در هر حال خوندن این متن رو به شما هم توصیه میکنم :

http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3313649,00.html

 

پی نوشت : یکی از دوستان سراغ رستوران ایرانی خوب در بریزبین رو گرفته بود! عرض کنم که من هنوز در بیرزبین رستوران ایرانی نرفتم و تنها رستورانی هم که میشناسم رستوران "زعفران" است و اونرو هم تعریفشو از دوستان اوزی شنیدم !!! که ملاک خوبی برای تعریف از غذاهای ایرانی نیستند

 

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 20:13 |
خب چی بگم وا ا.. ! برای من که خوره ماشینم ! خیلی هیجان داشت ! پر از اتومبیلهای خوشگل و مانکنهای با شخصیت بود!!! توضیح زیادی نمیدم فقط چندتا عکس میگذارم:(مرسدس مکلارن - ساب "کانسپت" - شورلت کامارو - بوگاتی ویرون)

+ نوشته شده توسط Ali در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 21:0 |
خب رفتیم تو هفته سوم زندگی جدید

یواش یواش داره زندگی به روال عادی برمیگرده . روال عادی از نظر من یعنی اینکه امشب قراره منزل تو خونه شام درست کنه چون تاحالا یا وسایلشو نداشتیم یا وقتشو . حالم داشت یواش یواش از غذای بیرون بهم میخورد . نمیدونم چرا حال و حوصله عکس گرفتن از غذاها رو ندارم هر چند که همبرگر و ساندویچ که دیگه عکس گرفتن نداره . آقا دیروز از سر ناچاری رفتم مکدونالد ! مزخرف ! آشغال !

راستی نظرم عوض شد همیشه میگفتم هاردیز شماره یکه و برگر کینگ شماره دو ولی در جدید ترین رنکیگ اعلام شده توسط سفالینه :استار برگر خودمون شماره یک  ...... بعد حالا میشه گفت برگر کینگ و بعدش هاردیز

هنوز کلی مطلب و عکس از رستورانهای تهران دارم راستشو بخواین تمام زندیگیمو ریختم رو یک هارد اکسترنال و با خودم آوردم حالا هم اون هارده خرابه هر وقت درست شد و اگه عکسی توش باقی موند مطالب رو مینویسم

داشت یادم میرفت پریشب رفتیم سینما هری پاتر رو دیدیم من که خیلی خوشم نیومد هنوزم بنظر من کتاباش هیجان انگیزناک تره ولی دیدن فیلم تو imax با ۱۰-۱۵ دقیقه تصویر سه بعدی برای منه ندید بدید تجربه خوبی بود

زت زیاد

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 21:41 |
سلام دوستان

عرض به حضورتون که اینروزها خیلی سرم شلوغه هر روز تا عصر سرکارم و بعد دنبال وسایل خونه! پریشب بالاخره از خونه رفقا وسایلمون رو برداشتیم و اومدیم خونه خودمون  چون تو این یکی دو دو هفته همش بیرون بودیم و خونه زندگی درست و حسابی هم نداشتیم تقریبا هر روز و شب رو بیرن غذا خوردیم . یا غذاهای فوری در خونه تا حدی که منی که عاشق غذای بیرونم هم دارم کمی زده میشم جاهایی که تو این مدت از غذاهاش امتحان کردم عبارتند از :

KFC-SUBWAY-ROUND TABLE -PIZZA HUT و  انواع و اقسام ساندویچهای مزخرف تو پمپ بنزینها و سوپر مارکتهای مختلف که بنظرم همشون یکمزه رو میدن

تو این جاهایی که اسمشون رو نوشتم از پیتزای پپرونی HUT و مرغ و سیر ROUND TABLE  خوشم میاد نه اینکه غذاهای اونهای دیگر رو دوست نداشته باشم بلکه فعلا ساندویچ زده شدم

+ نوشته شده توسط Ali در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 و ساعت 19:58 |
این هم برای خانومهای لواشک=اسید=آشغال (با عرض معذرت) خور!

+ نوشته شده توسط Ali در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 8:48 |
سلام

سرکار خانم پروانه رو مطلب قبلی کامنتی گذاشتن که منو برد بدوران کودکی و دوران جنگ دورانی که بقول سرکار خانم پروانه فست فوود و رستوران خوب خیلی کم بود و صد البته رفتن به آن معدود رستورانها هم جزو معدود تفریحات مردم بحساب میومد! از اونجایی که ما ایرانیها خیلی با خاطرات و گذشتمون حال میکنیم ، تصميم گرفتم در اين پست يادي از گذشته كنم يادي از تفريح گاههايي كه داشتيم ! اميدوارم دوستان همياري كنن خصوصا سركار خانم پروانه (هيچستان)!

خب از كجا شروع كنيم ؟! كي رستوران ها و ساندويچ فروشيهاي اون موقع رو يادش مياد ؟! مثلا :كانزاس - سالهاي ۱۹۳۰- همبرگر ۱۶ - بهروز- اسنوپي - دادلي -رستوران پيشي - عاج - جاسمين -سون استاپ -كنتاكي سر گاندي و ......

اضافه شده در ۱۱:۵۵ مورخ ۲/۵/۸۶ :

خب و اما جمع بندی :

اول از همه رفقا تشکر میکنم و بعد اسم جاهایی که در نقطه نظرات مطرح شدن رو منویسم :

شبهای شیراز-پنتری-یکتا-پارسیان-کنتاکی تجریش-سورنتو-ایران مک-پاشا-ال پارینو(پاپا)برگر ذغالی -پیتزا شهرام-اروند کنار -شیوا-بیگ بوی- آموت-پیشخوان-پارسا-پدرژپتو-پردیس-آندره-اکسپرس

فکر میکنم یکتا و آندره در اغذیه فروشی های فوق قدیمی ترین باشن ولی اگر الان همشون فعال بودن من قطعا و اول از همه میرفتم همبرگر ۱۶ تو میدان شیراز خیابون پردیس ! یادش بخیر چه جای قشنگی بود یک حیاط کوچولو که توش یک درخت بود و یک فانوس و سکان کشتی درب و پنجره و میز چوبی که میزها پر بود از یادگاری که رو چوب کنده بودن و دکوراسیون بسیار ساده و قشنگ باورتون نمیشه هنوز مزه اش رو یادمه ! همبرگر های کوچولو تو کیسه پلاستیک کوچولو ! من تو ۱۰-۱۱ سالگی براحتی ۲ تا همبرگر و یک سیب زمینی رو می خوردم  کجایی جوونی که یادت بخیر !

+ نوشته شده توسط Ali در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 7:54 |

A blank image
خب این هم آدرس سایت تمامی جانک فوود فروشیهای معتبر دنیا از شکلات و آبنبات و کیک و دونات و چیپس ....تا فست فود و بستنی ! برین حال کنین ! 
Cookies, Chips, & Snack Cakes Ice Cream & Frozen Yogurt Fast Food Soft Drinks "Breakfast" Items

 


+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 8:39 |
جمعه صبح در  پی یک انقلاب فرهنگی که در ما صورت گرفت رفتیم موزه ایران باستان !!!

علاوه بر آثار همیشگی یک نمایشگاهی از ۱۰۰۰۰ سال تمدن ایران هم ذر طبقه بالا برگزار بود . آثار موجود در این نمایشگاه اکثرا از آثاری بودند که هر ۱۵ سال یکبار در معرض بازدید عموم قرار میگیرند و بعضا هم بسیار جالب بود از جمله لوحهای زرین و سیمین هخامنشی که از جرز دیوارهای تخت جمشید بیرون آورده شده .

خلاصه پیشنهاد میدم که یک سری بزنین این نمایشگاه ۶ تیر به  پایان میرسد.

(البته آخرش باز هم کار فرهنگی ما منتج به شکم شد: جاتون خالی رفتیم رستوران باربد و یک چیلیک و دیزی مبسوط زدیم تو رج)!

پ.ن: اتفاقاتی برای سایت HOST عكسها پيش اومده بهمين خاطر خيلي از عكسها قابل ديدن نيست كه بتدريج به يك HOST ديگه تغييرشون ميدم !  

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 12:50 |
آخه این چه وضعیه

مگه شما بازدید کننده های محترم تو عمرتون همبرگر نخوردین؟! همینه که عکسش این بغله !

خب اگه خوردین حداقل به خودتون زحمت بدین و اونجاییکه به نظرتون از همه بهتر است رو به سایر بازدید کننده ها معرفی کنین ! میتونین نظرتون رو در قسمت نظرات پست پایین درج کنید .

متشکرم

+ نوشته شده توسط Ali در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:59 |
لطفا هر كدام از دوستان بهترين همبرگر فروشي رو كه سراغ دارن معرفي كنن؟
+ نوشته شده توسط Ali در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:42 |
آقايان - خانمها كيش غير از خورد و خوراك جاذبه هاي ديگري هم دارد:

دلفيناريوم - باغ پرندگان - بولينگ - دوجرخه و اسكوتر سواري - جت اسكي و صد البته پياده روي

خريد رو هم فراموش كنيد : مزخرف

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 15:25 |
هاديز: نسخه وطني هارديز (فست فود)

 كيفيت : بسيار خوب

قيمت : وحشتناك

دكوراسيون : در پيت

آدرس: بيخ بازار فرانسويهاي قديم

امتحانش كنيد خوبه

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 15:16 |

آخرين فيلم ساخته شده توسط مل گيبسون فيلمي درباره مايا ها و نحوه زندگي و بربريت آنها در زمانهاي گذشته – فيلمي بسيار خشن و تعاملي از مرگ و زندگي و نهايت عشق و نفرت  ديدنشو به همه رفقا توصيه ميكنم .

 

+ نوشته شده توسط Ali در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 10:22 |
آقا یک کم از شکم بیام بیرون

راستی فیلم Borat رو ديدين؟ كي ديده ؟ بنظرتون چجور فيلميه؟ فكر ميكنين توهين آميزه؟ آيا به هر وسيله اي ميشه فيلم كمدي ساخت ؟ و..... ؟

منتظر نظرات شما هستم

+ نوشته شده توسط Ali در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 16:56 |
در چند روز گذشته ۳ فیلم دیدم که بنظرم هر کدومشون یکجوری جالب بود

اول V for Vendetta  يك فيلم انگليسي ضد دولتي با بازي فوق العاده ناتالي پورتمن

دوم Dot the i يك فيلم در فيلم كه بنظر من انتقادي زيبا از سينما داشت با فيلمنامه اي جالب

سوم Keeping mum يك كمدي لطيف انگليسي با بازي روان آتكينسون و پتريك سوئيزي

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 7:49 |
سلام

پریشب رفتیم کنسرت گروه رومی ! خیلی باحال بود ! من کلا کارهای این گروه رو دوست دارم

هر جای خالی یکی از خواننده های گروه یعنی حامد نیک پی کاملا مشهود بود ولی باز هم خوب بود . برای اطلاعات بیشتر میتونین به بلاگ زیر نور خاطرات که آدرسش تو پیوندهای همین صفحه درج شده مراجعه کنین

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 8:10 |
دیشب رفتیم سینما دیدن فیلم رویای خیس ساخته پوران درخشنده با بازی فرامرز قریبیان و همایون ارشادی و ...

خلاصه داستان : آرش كه شانزده سال دارد با جدايي پدر و مادرش دچار مشكلاتي مي شود و با فرار از خانه مادر و رفتن به خانه پدر سعي مي كند از بار فشارهاي رواني اش كم كند. در خانه پدري نازنين دختر همسايه را مي بيند و دچار عشقي زودهنگام میگردد و ....

تنها نکات مثبت این فیلم بازیگر آرش خیلی قشنگ و دم به دقیقه آبغوره میگرفت و بازیگر نقش نازنین هم خوشگل بود

نظر کلی من در مورد این فیلم : مزخرف

+ نوشته شده توسط Ali در جمعه بیست و دوم دی 1385 و ساعت 13:37 |
امروز تعطیله و من ه خانه هستم و فرصتی هست برای اینکه مثل آدم بشینی و موزیک گوش بدی و لذت ببری توی ۲-۳ هفته گذشته فرصت شد تا یکی دو بار برم  CD فروشي و يا يك چيزهايي از اينور و اونور بگيرم كه بتدريج در موردشون مينويسم .

شايد فوت ناصر عبدالهی دليلي بود تا CD  يكي دو تا از كارهاشو بخرم و مجدداٌ گوش بدم _ آلبوم عشق است و دوستت دارم.

ناصر عبدالهي خواننده اي بود متعلق به نسل اول موسيقي پاپ بعد از انقلاب ، نسلي كه هر كدامشان دچار سرنوشتي شدند ، عجيب! شاد مهر عقيلي كه هميشه به نظر من يكي از بهترين آهنگسازان و تنظيم كنندگان موسيقي بود كه رفت اونور اب و الان من كه بسختي ميتونم حتي كي از آهنگهاشو گوش بدم. امير كريمي كه متاسفانه فقط در حد يكي دو تا آلبوم و انهم يكي دو تا اهنگ درخشيد و صد حيف !

عليرضا عصار كه برآيند حركتش هميشه رو به جلو بود و آخرين كارش با استاد شهرداد روحاني و اركستر سمفونيك لندن انصافاٌ يك جهش بود - صد البته نبايد انتظار كارهاي قبلي عصار با فؤاد حجازي رو از اين البوم داشته باشيد _ وليكن در مجموع به نظر من كار قشنگي بود خصوصاٌ قطعه هويت . بهر حال شهرداد روحاني يكي از افتخارات موسيقي ايران است . روحاني در مورد عصار گفته:"ايشان با توانائيشان در اجراي اين آثار ثابت كردند كه جزء استعدادهاي نادري هستند كه هر چند وقت يكبار پا به عرصه هنر مي گذارند".

الان كه دارم اين مطلبو مينويسم دارم به آلبوم دوستت دارم ناصر عبدالهي گوش ميدم.

ناصر عبدالهي جزو معدود خوانندگان نسل اولي بود كه خودش و كارهايش پس رفت نداشتند ، عبدالهي خودش بود ! موزيكش ، سبكش ، و شخصيتش ! هر چه بود خودش بود !

هر چند همه كارهشو دوست ندارم ولي يكسري از آهنگهاشو هيچوقت نميتونم فراموش كنم از جمله : ضيافت - بهار بهار - خدا نگهدار و .....

راستي چرا هيچ عكسي از دوراني كه ناصر عبدالهي در بيمازستان بستري بود منتشر نشد؟!

+ نوشته شده توسط Ali در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 8:10 |
+ نوشته شده توسط Ali در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 16:39 |
ديشب فيلم posidon ساخته ولفگانگ پترسون - كارگردان Troy & Perfect storm - رو ديدم بازيگران اصلي فيلم عبارت بودند از : kurt russel & josh lucas داستان مثل تايتانيك در مورد غرق شدن يك كشتي اقيانوس پيماست با اين تفاوت كه به اون شدت عاطفي و عشقي نيست جلوه هاي ويژه و صحنه سازي به نظر من فوق العاده بود و كل فيلم هم به اندازه اي هيجان داست كه منه فيلم نبين رو تا آخرش نشوند .

در هر حال به ديدنش مي ارزه

+ نوشته شده توسط Ali در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 16:33 |

در پرتو تعطيلي نازل شده در آخر هفته گذشته ما هم ناگهان تصميم گرفتيم كه براي گشت و گذار بريم همدان اين هم خلاصه اي از بازديد فوق : (هر وقت ياد گرفتم عكسهاشم ميگذارم)

روز اول

 رفتيم كبودر آهنگ و غار عليصدر فقط ميتونم بگم شگفت انگيزه! من كه خيلي حال كردم احساس ميكردم يكي از شخصيتهاي كتاب سفر به اعماق زمين نوشته ژول ورن هستم و هر آن يك هيولايي از زير آب مياد بيرون يا از ته يك سوراخي دو تا چشم زرد داره سو سو ميزنه !!!! بگذريم  در هر حال خيلي جالب بود

روز دوم

اول رفتيم گنجنامه ديدن كتيبه هاي خشيار شا و داريوش هخامنشي . جالبه ديدن گوشه هايي كه دوران هخامنشي رو تداعي ميكنه ، براي من توام با حس غريبيه ، حسي بين افتخار و تاسف

بعد رفتيم هگمتانه ديدن كليسا موزه و حفاريهاي آنجا . كه نشان دهنده ساخت و ساز قانونمند و منظم يه حالت مجتمع در دوره مادها است

جاي سومي كه رفتيم مقبره بابا طاهر عريان بود

و در آخر مقبره استر و مردخاي كه يكي از جالبترين جاهايي بود كه ديديم اين مقبره عبارتست از آرامگاه دو تن از بزرگان قوم يهود و نوادگان حضرت يعقوب بوده اند و در دوران خشيار شا زندگي ميكرده اند و بنا به مصالحي خشيار شا با استر ازدواج كرده و وي ملكه پارس ميگردد. بناي اصلي  مقبره متعلق به 2500 سال پيش بوده . يكي از نكات جالب كوتاه بودن در و درگاهي ورود به اتاق مقبره بود كه دليل ان خم كردن سر و ورود به حالت احترام بوده ، خود درب اصلي مقبره هم خيلي جالبه دربي سنگي بالغ بر 400 كيلو بدون لولا كه بر روي پاشنه ميچرخد

روز دوم

در اين روز رفتيم يكي از شهر هاي كوچك اطراف همدان به اسم لالجينكه به خاطر كارگاهها و دست سازهاي سفاليش مشهوره و اسم اكثر فروشگاهها هم يك جورهايي شمال كلمه سفالينه است . اينجا هم جالب بود و قشنگ تر از سفال فروشيها كارگاههاي سفال سازي بود و اينكه در چند دقيقه با چرخش يك تكه گل و با فشار انگشتاني هنرمند يك شئ زيبا خلق ميشه من كه هر كاري كردم فقط تونستم يك چيزي بين توپ و پشكل خلق كنم.

+ نوشته شده توسط Ali در شنبه ششم آبان 1385 و ساعت 17:42 |
بالاخره کتاب راز داوینچی رو تمام کردم جالب بود . لطفا دوستان نظریاتشون رو در مورد این کتاب و  اطلاعات و بعضی حقایقی که این کتاب رو مطرح میکنه ارائه فرمايند . چون بنظر من غير از گيرايي و هيجان انگيز بودن داستان نويسنده اهداف ديگري هم داشته كما اينكه اگر در اينترنت در مورد بعضي از فرقه هاي معرفي شده در كتاب جستجو كنين هزاران سايت رو به شما آدرس ميدهد
+ نوشته شده توسط Ali در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 و ساعت 17:42 |

فعلا حال و حوصله در مورد خوراكي فروشي نوشتن رو ندارم فعلا دارم با اين آـب و هواي پاييزي كلي حال ميكنم پيشنهاد ميدم شما هم استفاده كنين چون احتمالا از 1-2 ماه ديگه مجددا داستان الودگي هوا شروع ميشه

اصولا پاييز فصل خيلي قشنگيه خصوصا اگه تو يك خيابان كه پر از درختهاي چنار است پياده روي كني و بعدش هم بري يك قهوه خونه (كافي شاپ) و يك نوشيدني گرم بخوري و يك موزيك متناسب هم پخش بشه – مثل خيابان ولي عصر و كافي شاپ كلبه  (باز هم رسيديم به خوراكي فروشي)

+ نوشته شده توسط Ali در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 17:34 |

اهل كاشانم

پيشه ام نقاشي است:

گاه گاهي قفسي مي سازم ، مي فروشم به شما

تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است

دل تناهيي تان تازه شود .

چه  خيالي ، چه خيالي ،... ميدانم.

پرده ام بي جان است .

خوب مي دانم حوض نقاشي من بي ماهي است.

 

اهل كاشانم .

نسيم شايد برسد

به گياهي در هند ، به سفالينه اي از خاك "سيلك"

نسيم شايد، به زني فاحشه در شهر بخارا برسد.

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 و ساعت 17:47 |

شايد اين سه لغت در ظاهر ارتباط مستقيمي با هم نداشته باشن ولي براي من كه اينطور نيست .چند روز پيش داشتم به يك سري آهنگهاي پاپ غربي مال سالهاي 1980 تا 1983 گوش ميكردم. و هنوز برام جالب و ياد آور خاطرات دوران كودكي بود. سعي كردم چند سال برم جلوتر و ببينم از آهنگها پاپ بين سالهاي 83 تا 89    چه چيزهايي يادم مياد ، نتونستم نتيجه زيادي بگيرم و بيشتر ياد يك سري سرودهاي حماسي زمان جنگ و يا چند تا آهنگ در پيت و بند تمبوني ايراني ميافتادم . تصادفا  اين دوران همزمان بود با جنگ ايران و عراق.برام جالبه با اينكه نه اونقدر كوچك بوديم كه چيزي از جنگ و حواشي آن نفهميم و نه اونقدر بزرگ كه بتونيم كاملا لمسش كنيم. چقدر در زندگي ، رشد (فكري و فيزيكي) و تفريحات ما تاثير گذاشته كه اثرات و خاطراتش هنوز برامون باقيه سالهاييكه موسيقي پاپ ايراني (بشكل امروزي) هيچ جايگاهي نداشت . ‍CD فراگير نشده بود ماهواره اي نبود و محدوديتهاي اجتماعي بمراتب بيشتر از امروزه بود.سالهايي كه طبيعتا مي بايست با موسيقي پاپ و هيجانات خاص آن سپري ميشد همزمان شد با موسيقي سنتي ايراني كه انصافا اوج و شكوفايي آن در سالهاي پس از انقلاب در همان دوران جنگ و سالهاي اوليه پس از آن بود.سالهاي 1360

احساس ميكنم اين روزها  وضعيت موسيقي در كل دنيا يكجورهايي افت داشته موسيقي پاپ و راك غربي خوب در حد چند خواننده و گروه انگشت  شمارند كه اونها هم استمرار ندارند. موسيقي پاپ ايراني (داخلي و خارجي) هر كدوم از اونيكي بدترند . و موسيقي سنتي هم كه هر چي منتظرش ميموني چيزي ازش در نمي ياد.  البته حساب استثنائات رو بايد جدا كرد كه متاسفانه اونها هم مثل شهاب هستند يك لحظه ظاهر ميشن و براي هميشه ناپديد.

الان كه دوباره اين مطلبو خوندم فكر كردم كه هنوز نتونستم ارتباط بين اين 3 لغت رو كه تو كلم بود درست بنويسم ...................... شايد بعداٌ تونستم
+ نوشته شده توسط Ali در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 و ساعت 17:7 |
بالاخره فرصت شد و فیلم بنام پدر ساخته ابراهیم حاتمی کیا رو دیدم

انتظار ارتفاع پست یا از کرخه تا راین را نداشته باشین. هرچند ایشون  کارگردان مورد علاقه من هستند ولی خب این دلیل نمیشه که چیزهایی که حال نکردم رو نگم . موضوع فیلم جالب بود ولی یکجاهایی دیالوگها باعث شده بود تا فضا غیر واقعی بشه و بر خلاف سایر فیلمهای حاتمی کیا فکر کنی که این ادمها دارن فیلم بازی میکنن و همین امر باعث شده بود تا بازی هنرمندان خوب این فیلم هم تحت الشعاع این دیالوگهای کلیشه ای قرار بگیره با این وجود بازی پرویز خان پرستویی - گلشیفته فراهانی و یک جاهایی بازی کامبیز دیرباز رو دوست داشتم ولی هر جور فکر نیکنم میبینم اگر هر مادری جای مادر حبیبه بود رفتارش با آنچه من از خانم نصیر پور دیدم فرق میکرد

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 17:58 |

مروز میخوام در مورد یکی از نقاط دیدنی ایران بنویسم

روستایی به اسم نیاسر که در شمالغربی کاشان ۰حول و حوش راوند قراردارد جایی بسیار زیبا و خوش آب و هوا در دامنه کوه . از مکانهای دیدنی نیاسر میتوان به چارتاقی. کوشک حمام و صد البته غارهای زیر زمینی و دست ساز نیاسر اشاره کرد تا اونجائیکه یادم میاد ۲ تا تونل یکی بزرگ و یکی کوچک .

من تونل بزرگ را چند سال پیش رفتم شاید حدود ۳۰ دقیقه طی کردنش طول بکشه در خیلی از نقاط به دلیل ارتفاع کم شما مجبورین چهار دست و پا حرکت کنین و بعضی جاها برای آدمهای خیلی چاق حرکت سخت خواهد بود . نکته جالب عدم احساس خفگی بدلیل تهویه مناسب تونل و همچنین تراز مدخل و مخرج تونل است تقریبا شما از بالاترین نقطه ده وارد تونل شده و در دامنه کوه و نزدیک یک آبشار کوچک از تونل خارج میشوید از این غار با عنوان غار رئیس یاد میشود و معبدی متعلق به پیروان آئین میترا بوده و در دوره زمانی پارتها (اشکانیان) ساخته شده است.

به کلیه دوستان پیشنهاد میکنم یک سری به نیاسر بزنن خصوصا الان که هوا رو به معتدل شدن میرود مسافت از تهران حدود ۲۲۵ کیلومتر است که از طریق اتوبان تهران قم کاشان قابل دسترسی میباشد.

"پیشنهاد میکنم برای رفتن به غار از راهنماهای محلی استفاده کنید"

+ نوشته شده توسط Ali در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 17:33 |