تا چه پیش آید
امروز جمعه است و طبق یک سنت دیرینه روز چلو کباب. کبابی ای که امروز به حضورتون معرفی میشود در خیابان پاسدارن بالاتر از گلستان ۲ و روبروی پمپ بنزین پاسداران واقع شده ایت. بنام تک گلپایگانی
میتونم بگم یکی از تمیز ترین کبابیهایی است که تا حالا رفتم البته جا برای نشستن ندارد و فقط برای بیرون سرویس میدهد و ۹۰٪ مراجعین هم مشتری کباب کوبیده هستند که گوشتش جلوی شما چرخ میشه و توسط دستگاه و بدون دخالت دست به سیخ کشیده میشود کلیه سبزیجات در محفظه های بزرگ استنلس استیل و تحت فشار ضد عفونی میشن و پرسنل هم لباس کار تمیز پوشیدن .
فقط و فقط یک عیب بزرگ داره که بواسطه این عیب من دیگه نمیرم اونجا و اونهم شلوغ بودنشه و اینکه راه حلی برای اینکه سرعت کاریشون بالاتر بره ندارند . بطور مثال من امروز ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه برای گرفتن کباب معطل شدم . و هر چقدر هم که اینجا تمیز باشه و غذای خوبی داشته باشه بنظر من ارزش این رو نداره که آدم این مدت زمان از تنها روز استراحتشو به این شکل از دست بده . ولی فکر میکنم در طول هفته بمراتب خلوت تر باشه .
در هر حال دیشب رفتیم یک جگرکی در میدان هروی . خوب بود . نان تازه و سرویس بامزه شاید ظاهر شیکی نداشته باشه ولی خوبه بهر حال رفتین جگرکی نه رستوران اسفندیار دیگه .
اسمش هم جگرکی هروی هست.
پ.ن : تعطیل شده و دیگه اثری ازش نیست
رفقایی که از اتوبان تهران قم تردد کردن حتماْ مجتمع پذیرایی مهتاب رو دیدن . یک مجموعه تر و تمیز و مطمئن و آبرو مند برای غذا خوردن و استراحت کردن در بین راه .
یک از دوستان که امروز رفته بود اونجا میگفت که در منوی صبحانه اش کله پاچه هم اضافه کرده و خیلی هم خوب بوده
خوش بحال اونهایکه اهل کله پاچه هستن .
آخرین رستورانی که رفتم یک رستوران قدیمی بود که زمان مدرسه رفتن هم بعضی وقتها با خانواده میرفتیم اونجا . رستوران اسکان
خوب بود مثل همیشه و من جو اونجا رو خیلی دوست دارم همه جور آدم و از هر گروه سنی اونجا پیدا میشه . ناهار خوردن در اسکان خیلی حال میده
فعلا کار و کاسبی کساده و حوصله نوشتن هم موجود نیست
تا بعد ببینیم چی میشه ....................
خدانگهدار
اول رفتم موزه تبریز که بنظرم خلی خوب بود . کلا چهار سالم داره در سالن اول کلیه کارها متعلق به دوران قبل از اسلام در پارس میشه از جالبترین چیزهایی که در این سالن دیدم میشد میتونم به دو اسکلت ۳۰۰۰ ساله و زیور آلات متعلق به دوران هخامنشی اشاره کنم.
سالن دومی که دیدم مرتبط با اشیا بجا مانده از ابتدای دوره اسلامی در ایران تا دوره قاجار بود که زیبائی های خاص خودش را داشت .
سالن سوم مختص به سکه و مهر بود با ذکر اسامی تمامی فرمانروایان ایران به ترتیب از دوره هخامنشی تا دوره قاجار و نقشه گستره حکمرانی در ادوار مختلف
و سالن چهرم مختص به آثار مجسمه ساز معاصر استاد احد حسینی بو که بالغ بر ۱۵- یا ۱۶ اثر استثنایی بود .
پیشنهاد میدم اگر تا به حال موزه تبریز رو ندیدین حتما ٌ یکسری بهش بزنین .
از جاهای دیگری که رفتم بازار سنتی تبریز و تیمچه های آن بود که دیدنش خالی از لطف نبود و همچنین مسجد کبود تبریز که در حال بازسازی بود و گنبد آجری بسیار با شکوهی دارد .
در هر حال سفر خوبی بود.
و البته ناهار در چلو کبابی حاج علی در بلوار دانشگاه شامل چلو کباب و مخلفات نکته جالب این بود که این مخلفات به صورت روتین برای همه سرو میشد که عبارت بود از :یک ظرف بزرگ سوپ - دلمه - ماست و خیار و یک بشقاب خربزه بعنوان دسر
جای شما خالی بد نبود ولی با توجه به تعریفهایی که از تبریز شنیده بودم انتظار خیلی بهتر از این رو داشتم.
نميشه كه آدم بره يك شهري و نره رستورانهاشو امتحان كنه !!!
خب اول يك رستوران رفتيم به اسم هزار و يك شب كه غذا هاي ايراني و فرنگي داشت و مدير و اكثر گارسونهاش خانم بودند و غذاي بسيار خوبي هم داشت
شب هم رفتيم يك فست فود به اسم آتيش دكوراسيون جالبي داشت غذاش هم نسبتا خوب بود .
در پرتو تعطيلي نازل شده در آخر هفته گذشته ما هم ناگهان تصميم گرفتيم كه براي گشت و گذار بريم همدان اين هم خلاصه اي از بازديد فوق : (هر وقت ياد گرفتم عكسهاشم ميگذارم)
روز اول
رفتيم كبودر آهنگ و غار عليصدر فقط ميتونم بگم شگفت انگيزه! من كه خيلي حال كردم احساس ميكردم يكي از شخصيتهاي كتاب سفر به اعماق زمين نوشته ژول ورن هستم و هر آن يك هيولايي از زير آب مياد بيرون يا از ته يك سوراخي دو تا چشم زرد داره سو سو ميزنه !!!! بگذريم در هر حال خيلي جالب بود
روز دوم
اول رفتيم گنجنامه ديدن كتيبه هاي خشيار شا و داريوش هخامنشي . جالبه ديدن گوشه هايي كه دوران هخامنشي رو تداعي ميكنه ، براي من توام با حس غريبيه ، حسي بين افتخار و تاسف
بعد رفتيم هگمتانه ديدن كليسا موزه و حفاريهاي آنجا . كه نشان دهنده ساخت و ساز قانونمند و منظم يه حالت مجتمع در دوره مادها است
جاي سومي كه رفتيم مقبره بابا طاهر عريان بود
و در آخر مقبره استر و مردخاي كه يكي از جالبترين جاهايي بود كه ديديم اين مقبره عبارتست از آرامگاه دو تن از بزرگان قوم يهود و نوادگان حضرت يعقوب بوده اند و در دوران خشيار شا زندگي ميكرده اند و بنا به مصالحي خشيار شا با استر ازدواج كرده و وي ملكه پارس ميگردد. بناي اصلي مقبره متعلق به 2500 سال پيش بوده . يكي از نكات جالب كوتاه بودن در و درگاهي ورود به اتاق مقبره بود كه دليل ان خم كردن سر و ورود به حالت احترام بوده ، خود درب اصلي مقبره هم خيلي جالبه دربي سنگي بالغ بر 400 كيلو بدون لولا كه بر روي پاشنه ميچرخد
روز دوم
در اين روز رفتيم يكي از شهر هاي كوچك اطراف همدان به اسم لالجينكه به خاطر كارگاهها و دست سازهاي سفاليش مشهوره و اسم اكثر فروشگاهها هم يك جورهايي شمال كلمه سفالينه است . اينجا هم جالب بود و قشنگ تر از سفال فروشيها كارگاههاي سفال سازي بود و اينكه در چند دقيقه با چرخش يك تكه گل و با فشار انگشتاني هنرمند يك شئ زيبا خلق ميشه من كه هر كاري كردم فقط تونستم يك چيزي بين توپ و پشكل خلق كنم.
اين دفعه نوبت ميرسه به يك رستوران لبناني بنام عروس لبنان واقع در خيابان عباس آباد نرسيده به خيابان سهروردي .
فكر ميكنم اين رستوران يكي دو ماهي هست كه افتتاح شده و چند روز پيش فرصت شد تا يكسري بهش بزنم اين رستوران داراي دو طبقه ميباشد و سرويس پذيرائيش هم بد نيست هرچند ما گير يك گارسون گيجي افتاده بوديم و پيش غذا رو بعد از غذا آورد ولي در مجموع برخورد و سرويسش خوبه غذا هاش هم تنوع نسبتا خوبي داره شامل سالدها و پيش غذاهاي لبناني مثل تبوله و حمص و نونهاي لبناني و غذا ها هم تنوع خوبي داره چند مدل كباب و شاورما و ... و پيتزاي لبناني !!!!


